حتما باید بچه دار شیم ؟( داستان کاملا واقعی از خانمی که بچه نمیخواست)
یه وقتایی پیش میاد که بچه ، نخوایم توی زندیگمون داشته باشیم و اینی که تموم جامعه میخواد ثابت کنه ما اشتباه میکنیم و بچه داشتن خوبه ….. ، آزار دهنده اس سلام اسم…
یه وقتایی پیش میاد که بچه ، نخوایم توی زندیگمون داشته باشیم و اینی که تموم جامعه میخواد ثابت کنه ما اشتباه میکنیم و بچه داشتن خوبه ….. ، آزار دهنده اس
سلام اسم من طاهره هستش توی دفتری که من کار میکنم، گفتگوهای پرشور، موقع خوردن قهوه و چای و خوردن ناهار بینمون جریان داره ….
من اغلب آدم ساکتی ام و به داستان های شب های بی خوابی، جشن های تولد و اولین بازی های فوتبال که با هم به اشتراک گذارن گوش میدم.
برای همکارام، این لحظات به طور یکپارچه در تار و پود زندگی شون در هم در تنیده شده ، برای من، اونا منو یاد یه زخم قدیمی میندازن – زخمی که به نظر می رسه با هر داستان بزرگ تر میشه..
من توی جمعشون احساس نامرئی بودن می کنم، چون من فرزندی ندارم که بخوام تجربه هامو با اونا به اشتراک بزارم.
احساس غیبت در دنیایی که حول محور والدین می چرخه، عمیقاً منزوی کننده اس ، به عنوان یک زن بدون فرزند، چه بر اساس انتخاب یا شرایط، اغلب احساس میکنم که به لبههای گفتگوهای اجتماعی – در محل کار، اجتماعات، حتی گردهماییهای خانوادگی- فشار به خودم خیلی میارم .
این که همه یا پدر و مادر هستند یا میخواهند پدر و مادر باشند، اونقدر توی جامعه واجب شده که از ما که با این قالب سازگار نیستیم، مجبور شدیم که توی حاشیه زندگی کنیم.
نامرئی در کار: یک روز از زندگی
به عنوان فردی بدون بچه، از سوال صبح جمعه که بپرسن :
آخر هفته شما چطور بود؟” می ترسم. در حالی که دوست دارم داستانهای پیادهروی، تماشای فیلم یا کتابی را که در نهایت تموم کردم رو به بقیه بگم ، ولی از گفتن اون خودداری میکنم. درعوض، یاد گرفتم که گوش کنم و در مکالمات اطرافم شرکت کنم.
در این محیط، احساس یک روح داشتن آسونه… همکاران من بر اساس تجربیات مشترک فرزندپروری – نقاط عطف، چالشها، شادیها – با ایجاد شبکهای از رفاقت که من کاملاً نمیتونم اون رو لمس کنم، با هم ارتباط برقرار میکنند.
از کمکهای من قدردانی میشه ، اما حقیقتا ضروری نیست، و سکوتی که در پی داره، گاهی من رو به این فکر میاندازه که آیا جایی در این دنیای کودک محور دارم؟؟؟
فشارتصور های غالبی :
حذف من اغلب عمدی نیست. با این حال، در جامعهای که پدر و مادر بودن را ایدهآل میکنه، من نمیتونم اونجا ، جا بیفتم. اگر برای هر بار که کسی از من بپرسه ، «آیا بچه داری؟» وقتی پاسخ «نه» را میدم، اغلب با مکثی ناخوشایند همراهه و میبینم که این سؤال ناگفته در چهرهشان سوسو میزنه که : چرا نه؟
این مفروضات، اغلب ناخودآگاه، میتونند فشار غیرمنتظرهای را روی اون دسته از ما که پدر و مادر نیستیم وارد کنه. ما برای اینکه انتخاب ها، شرایط و ارزش هامون رو توضیح بدیم، احساس فشار می کنیم حتی اگر مجبور نباشیم.
گاهی اوقات، احساس میکنید که نداشتن فرزند قضاوت جامعه برای چیزی است که ممکن است برای شما اشتباه باشه. این پیشنهاد ناگفته مبنی بر اینکه ممکن است زندگی من فاقد چیزی اساسی باشه
، گاهی اوقات باعث می شه که کمتر دیده بشم ، ارزش کمتری داشته باشم و اغلب کمتر درک کنم. مردم برای شناختن من وقت نمیزارن ، ما به دلایل مختلفی امکان داشتن فرزند را نداشتیم ، یا ازدواج نکردیم یا شرایط فرزندآوری رو نداشتیم یا هر دلیل دیگه ای که ممکنه وجود داشته باشه، نکته مهم اینه که گاهی مورد قضاوت جامعه قرار می گیریم.
یافتن ارزش خارج از مادری
من به موفقیتهای زندگیم افتخار میکنم، شغلم، دوستام و علایق شخصی که به من هدف میدن، اما وقتی فرهنگ ما به شدت ارزشمند بودن رو با فرزندپروری یکسان میکنه ، احساس اعتماد به آنها سخت میشه به نظر میرسه
حتی رسانههای اجتماعی نیز این احساس را تقویت میکنه ، با دوستانی که بیپایان پستهایی در مورد فرزندانشان، تعطیلات خانوادگیشان و برنده شدن والدینشان ارسال میکنند. آیا من کم آورده ام؟ آیا من هدف نهایی زندگی را از دست داده ام؟
یافتن ارزش در خود خارج از نقش های سنتی والدین، شجاعت و انعطاف پذیری میخواد.
این به این معنی است که ارزش خود را فراتر از انتظاراتی که دیگران ممکن است از من داشته باشند، حتی زمانی که احساس ناراحتی میکنم، بشناسم. زندگی من غنی هستش ،
اما اعتراف میکنم که وقتی با روایتهایی احاطه شدم که منعکسکننده روایت من نیستند، نادیده گرفتن اون آسونه.
ارتباط فراتر از بچه ها
وقتی اجمالی از زندگی بدون بچهام را به اشتراک میزارم ، متوجه تغییری در نحوه واکنش دیگران میشم جرقهای از تشخیص اینکه زندگی من معنای خاص خود را داره ، حتی اگر منعکس کننده زندگی آنها نباشه …
جالب اینجاست که این درک اغلب از والدین مسنتری میاد که فرزندشون بزرگ شده یا به دانشگاه رفته ، در حالی که این لحظات احساس نامرئی بودن را کاملاً از بین نمیبره ، اما چیزی به همون اندازه معنادار به همراه میارن :
یادآوری اینکه من جالب هستم و میتونم به شیوهای معنادار به جامعهام کمک کنم.
تغییر فرهنگ: ارزش گذاری برای همه داستان ها
زمان این فرا رسیده که فرهنگی رو تقویت کنیم که برای همه داستان ها ارزش قائل بشه، ما فقط خانم های گربه ای بدون بچه نیستیم. ما به جامعه خودمون کلی ارزش اضافه میکنیم…
برای کسانی از ما که بدون بچه در جهان می گردیم، صدا، نظرات و حضور شما حس عمیقی از دیده شدن و تایید را به همراه میاره و به ما اجازه می ده برای آنچه هستیم ارزش قائل بشیم ، نه آنچه که کمبود داریم.
در این میان، ارزشی را که فراتر از عنوان “مادر” دارم به خودم یادآوری می کنم. زندگی من معنادار هست ، تجربیات من معتبره ، و مشارکت من مهمه .
در حالی که ممکن است همیشه در شرایط خاصی احساس نامرئی بودن کنم، همچنین میدونم که تنها نیستم، در جامعه زنان بدون فرزند ما قدرتی بزرگ وجود داره،
پیوندی آرام و در عین حال قدرتمند که به ما یادآوری میکند که دیده شدن نه از جا شدن در قالب، بلکه از پذیرش مطمئن سفر منحصر به فرد ما ناشی میشه.
اگر شما هم احساس می کنید نامرئی هستین :
اگر این رو از مقالات مرکز مشاوره پرتو آفتاب اصفهان میخونید و احساس نامرئی بودن دارید، بدونید که تنها نیستید.
در اینجا چند یادآوری وجود داره:
انتخاب های زندگی شما معتبر هستند:
مسیر شما هر چی باشه، زندگی شما دارای ارزش و معناست
تجربیات شما به همون اندازه غنی، به همان اندازه کامل و به همون اندازه ارزش به اشتراک گذاشتن دارند.
دید خود را ایجاد کنید:
به دنبال و تقویت ارتباطاتی باشید که سفر منحصر به فرد شما را جشن می گیرند.
توی گروه ها برید ، سرگرمی های خودتون رو انتخاب کنید و اطراف خودتون رو با افرادی احاطه کنید که از شما به خاطر اون چیزی که هستید ، قدردانی می کنند و شما را می پذیرند.
مدافع فراگیر بودن:
هر چه بیشتر داستان های خودمون رو به اشتراک بزاریم ، جامعه بیشتر می تونه رشد کنه تا مسیرهای متنوعی را بپذیره. در مورد تجربیات خود باز باشید و محیط های کاری را تشویق کنید تا تمام مراحل زندگی را جشن بگیرند، نه فقط آنهایی که به والدین گره خوردن.
با پذیرفتن داستانهای منحصربهفرد خود، میتوانیم دنیایی فراگیرتر ایجاد کنیم، دنیایی که در آن هر مسیری مورد احترام، ارزش گذاری و دیده شدن است.
مرکز مشاوره های اصفهان ، مرکز مشاوره پرتو آفتاب اصفهان ، با دو شعبه فعال در ایران و ترکیه آماده دادن مشاوره به شما عزیزان در تمامی حوزه ها می باشد .
نویسنده اصلی مقاله : فلنا دس گوپتا ، مترجم و ارائه دهنده : دکتر مهرداد حسینی





